تبليغاتX
اویتا

شمس بریزی

معنی صبر افتادن نظر است بر اخر كار و معنی بی خبری نارسیدن نظر است به اخر كار.

افلاطون

سعادت جامعه به مراتب مهم تر از سعادت فرد است.

البرت انیشتین

به اینده فكر نمی كنم زیرا به زودی فراخواهد رسید.

جورج سارتن

فضیلت شرط سعادت است شرارت یا گناه نتیجه حساب غلط است.

زرتشت

كسی كه بر نفس خود غلبه نكرد بر هیچ چیز غالب نخواهد شد.

گوته

یك كار نیك گاهی یك شخص. یك ده. یك شهر وگاهی یك ملت را رستگار می كند.

دیل كارنكی

نعمت های خود را بشمارید نه محرومیت ها را.


[ بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 9:58 ] [ مجید رحمانی ]

منتسكیو

انسان مانند رودخانه است هر چه عمیق تر باشد ارام تر است.

جیمس كونانت

لحظه ای به لاك پشت بنگرید او تنها وقتی پیش می رود كه گردنش را از زیر لاك بیرون بیاورد.

خلیل جبران خلیل

هر جا كه زمینی را بكاوی گنجی خواهی یافت اما باید با ایمان یك دهقان زمین را بكاوی.



اغلب برای كودكانمان لالایی می خوانیم تا بتوانیم خود به خواب رویم.



برای كشف زیبایی است كه زندگی می كنیم باقی همه انتظار است و انتظار.

كنفوسیوس

انكه به فكر فردا نیست به غم فردا گرفتار خواهد شد.


[ بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 11:28 ] [ مجید رحمانی ]
پوشكین

كسی كه برای محبت حدود قایل می شود اصلا معنی محبت را نفهمیده است.


نیما یوشیج

محال از طرز فكر كردن ما به وجود می اید.


جورج سارتن

بزرگی هر مرد را می توان از سایه ای كه در طول زندگی در برابر خود می افكند اندازه گرفت.

بوسكیو

ادم ها سعی می كنند كه وقت كشی كنند در حالی كه این زمان است كه انها را می كشد.


ولتر

اگر می خواهی در برابر قاضی نایستی قانونمند زندگی كن.


[ بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 22:26 ] [ مجید رحمانی ]
جورج سارتن

خطا وخرافه هیچ گاه به ان اندازه كه لباس علم بر ان پوشیده باشد خطرناك و زیان بخش نخواهد شد.

تولستوی

همه می خواهند بشریت را عوض كنند دریغا كه هیچ كس در این اندیشه نیست كه خود را عوض كند.

كنفوسیوس

انقدر به تاریكی لعنت نفرستید یك شمع روشن كنید.

گاندی

شاخه پر بار سر بر زمین می نهد و عظمت ان هم چنان در فروتنی او جلوه گر است.



[ بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 22:22 ] [ مجید رحمانی ]

تاکستان: 

 تاكستان‌ امروزي‌ كه‌ در گذشته‌ سياده‌ يا سيادهن‌ ناميده‌ مي‌شد ، سابقه‌ تاريخي‌ طولاني‌ دارد و در دوران ‌ساسانيان‌ نيز آباد و موقعيت‌ ممتازي‌ داشته‌ است‌. قطعات‌ گچبري‌ جالب‌ توجهي‌ از دوره‌ ساساني‌ در تپه‌ خندو واقع‌ در شمال‌ شرقي‌ تاكستان‌ كشف‌ شده‌ است‌. شهرستان‌ تاكستان‌ يكي‌ از قطب‌هاي‌ كشاورزي‌ استان‌ قزوين‌ است‌ و در مسير جاده‌ اصلي‌ تهران‌ به‌ شمال‌ غربي‌ كشور واقع‌ شده‌ است. 

تاكستان را با پيشينه اي حدود 7000 سال جزو قديمی ترين شهرهای ايران و جهان مي دانند. اين منطقه مسير عبور جاده قديمی، پررفت و آمد و جهانی ابريشم بوده كه سران معروف جهان براي تصاحب آن جنگ هاي زيادي كرده اند. تاكستان که به سرزمين «تات ها» معروف بوده درگذشته «سياده» يا «سيادهن» ناميده می شد. نام «سيادهن» بر روی يکی از كتيبه های دوران هخامنشی موسوم به پيوتين گرايا حك شده است. اين کتيبه که از قديمی ترين اسناد نوشتاری اين شهرستان است، به زبان يونانی نوشته شده و هم اكنون در موزه شهر وين، نگه داری می شود. تاكستان در باختر قزوين واقع شده وعوامل اقتصادی از جمله آب و هوای مناسب، حاصل خيزی خاك و دست رسی به آب مورد نياز برای كشاورزی سبب گسترش و توسعه اقتصادي تاكستان شده است. باغ هاي انگوراين شهرستان شهرت فراواني دارند كه در كنار دشت هاي حاصل خيز و پربركت منطقه؛ علاوه بر جاذبه هاي خاص, كشت انواع محصولات كشاورزي نيز در آن ها جريان دارد. تاكستان در زمينه گردشگري پيشرفت شاياني نداشته ولي داراي توان هاي بالقوه زيادي در زمينه گردشگري مذهبي و طبيعي است.

مکان های دیدنی و تاریخی - تاکستان:

شهرستان تاكستان در زمينه گردشگري مذهبي و طبيعي داراي توان هاي بالقوه زيادي است كه نشان از پتانسيل بالاي اين منطقه دارد. بناهاي تاريخي و معماري اين شهرستان شامل: بناهاي مذهبي, امام زاده ها و هم چنين قلعه هاي قديمي است و مكان هاي طبيعي نيز شامل: چشمه هاي آب گرم كه در زمينه توريسم درماني مفيدند و باغ هاي زيباي انگور مي شوند كه هنوز از اين جاذبه ها بهره برداري مطلوب و در شان اين شهرستان با اهميت نشده است.  

صنايع و معادن - تاکستان:

صنايع شهرستان قزوين در دو دسته صنايع دستي و صنايع ماشيني تقسيم بندي مي شوند. مردم شهرستان تاكستان مانند مردم ديگر شهرهای ايران در صنايع دستی و آفريدن اثرهای هنرمندانه، سابقه طولانی دارند. انواع سفال و ظروف سفالی، گيوه, انواع سبد، قالی، گليم و نقش های منجوق دوزی شده از جمله مهم ترين صنايع دستی تاكستان است. اين شهرستان از رونق صنعتی خوبي برخوردار است و صنايع ماشيني نسبتا خوبي در اين شهرستان وجود دارد که شهر صنعتی تاكستان گواه اين مطلب است. تاكستان دارای صدها كارخانه مختلف توليدی از جمله سرنگ، باندهای پزشكی،‌ حشره كش ها، صابون، شيشه دارويي، الكترود، رزين ها، ژنراتور، نخ، لودر، چدن ريخته گری شده نشكن، رينگ، كربن نسوز، كلاچ و… است.
به طور كلي اقتصاد و بازرگانی شهرستان تاكستان بر پايه كشاورزی، دام داری، صنعت, معدن و خدمات استواراست و عوامل ارتباطی، بازرگانی, صنعتی و خدماتی مناسب نيز به گسترش و پيشرفت بازرگانی منطقه كمك شايانی کرده است. 

کشاورزی و دام داری - تاکستان:

كشاورزی يكی از شغل های اصلی مردم تاكستان است. آب و هوای مناسب برای باغ داری به ويژه پرورش انگور، ‌تنوع ناهمواری ها،‌ وجود زمين های حاصل خيز و دست رسی به‌ آب های سطحی و زيرزمينی كافی، سبب رونق كشاورزی در ناحيه تاكستان شده است. عمده ترين محصولات كشاورزی تاكستان عبارتند از: انگور، گوجه فرنگی، سيب زمينی، گردو، بنشن، بادام، انواع ميوه و صيفی جات.
به واسطه وجود منابع طبيعی مناسب، تاكستان از دام داری خوبی نيز برخوردار است و يكی از مهره های كليدی دام داری استان قزوين به شمار می آيد. دام داری نيز مانند کشاورزی از شغل های اصلی مردم منطقه است و پرورش دام و طيور از جمله مهم ترين منابع درآمد مردم شهرستان محسوب می شود. 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - تاکستان:

تاكستان که به سرزمين «تات ها» معروف بود در گذشته «سياده» يا «سيادهن» ناميده می شد. به قول برخی مورخان «سيادهن» يا «سيادهان» تغييرشكل يافته واژه «سه دهان» بوده و خود آن نيز صورت معرب لغت «سه دژان» پارسی است. هم چنين نام «سيادهن» بر روی يکی از كتيبه های دوران هخامنشی - مربوط به 2300 سال قبل - موسوم به پيوتين گرايا نيز حك شده است. اين کتيبه که از قديمی ترين اسناد نوشتاری اين شهرستان است، به زبان يونانی نوشته شده است و هم اكنون در موزه شهر وين، پايتخت اتريش نگه داری می شود. دراين كتيبه چنين آمده است: «سيادان (نام پيشين تاكستان) و ساوه از شهرهای سرسبز شمال فلات ايران است.» تاريخ اين شهر با ورود اولين دسته های اقوام آريايی به اين سرزمين رقم خورده است و در سلسله ها و حكومت های قبل از اسلام در ايران، صعودها و فرودهای بسياری بر خود ديده است. آثار گچ بری جالب مربوط به دوره ساسانی كه در تپه خندو واقع در شمال خاوری تاكستان به دست آمده است، نشانه آبادانی اين منطقه در آن دوران است.
بر اساس شواهد و بررسی های باستان شناسی انجام شده در تپه خله كو ايجاد هسته اوليه شهر به 7000 سال پيش باز می گردد كه همين سندعلمی، تاكستان را جزو قديمی ترين شهرهای ايران و حتی دنيا قرار می دهد. روی همين اصل بايد تحقيقات علمی - در مورد عمر اين شهرستان - در اين منطقه تكميل تر شود. اين شهرستان با توجه به اين که قديمی ترين شهر منطقه است، قديمی ترين اثر باستانی اين محدوده، يعنی بقعه پير را نيز در خود جای داده است. هم چنين مسير عبور جاده قديمی، پر رفت و آمد و جهانی ابريشم از اين شهر بوده است. طی حدود ده هزار سال، اين مسيرنقش عظيمی در نقل و انتقال مواد، فرهنگ، آيين، تكنولوژی و ايجاد و توسعه روابط فرهنگی و اقتصادی و نزديكی ملت ها به عهده داشته و همانند رود بزرگی آسيا را به اروپا پيوند داده است. جاده ابريشم - که افرادی چون كوروش و كراسوس رومی و اسكندر مقدونی بر سر تسلط بر آن جان باختند - به خاطر وجود سنگ ابسيدين و موقعيت استراتژيك مناسب از تاکستان عبور می كرده است.
در زمان هخامنشيان برای يکی از راه های ارتباطی ساخته شده توسط داريوش اول چاپارخانه مهمی در تاكستان بنا شد كه محل آن روبه روی بقعه پيراست و عده ای وجه تسميه «سيادان» را به خاطر وجود همين چاپارخانه می دانند. تاكستان در اواخر حكومت شاهان هخامنشی، بعد از مقاومت در برابر سپاه اسكندر و شکست خوردن از او، متحمل خسارات فراوانی شد. طبق تحقيقات و مطالب آورده شده در کتاب «ايستگاه های پارتی» چاپ فيلادلفيای آمريكا (سده اول پيش از ميلاد)، تاكستان از شهرهای مهم منطقه بوده و از بخش های سوق الجيشی امپراتوری اشكانيان در باختر كشور به حساب می آمده است. با توجه به اشيای به دست آمده از تپه های باستانی اين شهرستان مشخص شده که تاکستان در زمان ساسانيان - آخرين سلسله ايران قبل از اسلام - شهری بسيار آباد بوده است. منطقه تاكستان به هنگام فتح ايران توسط اعراب (در زمان عمربن خطاب) به دست عروه بن زيد خل طايي گشوده شد، اما مردم آن بر دين خود استوار مانده و خراج گزار شدند. در زمان امويان و سلجوقيان ناحيه تاکستان از اهميت زيادی برخوردار بوده است و در زمان ايل خانان با استقرار پايتخت در سلطانيه موقعيت جلگه تاكستان به نحو چشم گيری رونق يافت. آمدن سلطان محمد خدابنده به اين شهر, ورق ديگری بر تاريخ اين خطه افزود. اين توجه و شکوفايی منطقه تاكستان در زمان صفويه هم ادامه پيدا کرد. بناها و مكان های به جای مانده از آن زمان؛ گواه محکمی بر اين ادعا است. در ضمن چون تاكستان بر سر راه تهران - اروپا قرار داشته، بيش تر شاهان قاجار نيز به اين شهر آمده و مدتی در آن مانده يا از آن می گذشتند و بالطبع مورد توجه و تفقد آنان قرار می گرفته است. اين شهرستان هم اكنون يكي از معتبرترين شهرستان هاي استان قزوين است.   

مشخصات جغرافيايي - تاکستان:

تاكستان در باختر استان قزوين قرار گرفته و مركز آن شهر تاكستان است. از نظرجغرافيايی در 49 درجه و 42 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 04 دقيقه پهنای شمالی و در ارتفاع 1265 متری از سطح دريا واقع شده است. اين شهرستان در ناحيه جنوب باختری شهرستان قزوين واقع شده و از باختر به استان زنجان، از جنوب به شهرستان بويين زهرا و از شمال و شمال خاوری به شهرستان قزوين محدود می شود. شهرستان تاكستان از شهرها و روستاهاي متعدد تشكيل شده است و شهر تاكستان از دو بخش قديم و جديد پديد آمده که بخش قديم شهر درناحيه جنوبی واقع شده و بخش جديد شهر, بيش تر به سوی شمال گسترش يافته است. فاصله تاكستان تا قزوين حدود چهل كيلومتر و از طريق جاده آسفالته و بزرگ راه تهران- زنجان به آن متصل است. عوامل اقتصادی از جمله آب و هوای مناسب، حاصل خيزی خاك و دست رسی به آب مورد نياز برای كشاورزی سبب گسترش و توسعه منطقه تاكستان شده است. جمعيت شهرستان تاكستان 159609 نفر برآورد شده است كه از اين تعداد 54192 نفر در مركز شهرستان زندگي مي كنند. راه ها و مسيرهای ارتباطي شهرستان تاكستان عبارتند از:
1- بزرگ راه تهران - زنجان كه از قزوين و تاكستان نيز عبور می كند.
2- راه اصلی آسفالته تهران - زنجان كه از تاكستان می گذرد.
3- راه های فرعی مختلف كه به شهرستان های هم جوار مرتبط می شود.
4- جاده ترانزيت تهران - اروپا كه از شهرستان تاكستان عبور می كند.

اماکن مذهبی - تاکستان:

امامزاده‌ صالح‌ و امامزاده‌ سليمان‌ - تاكستان: اين‌ آرامگاه‌ها در انتهاي‌ روستاي‌ نهاوند تاكستان‌ قرار دارد. اين‌ دوبقعه‌ در نزديكي‌ يكديگر قرار دارند و يك‌ اتاق‌ مستطيل ‌، آن‌ دو را به‌ هم‌ متصل‌ مي‌كند. طرح‌ بناي‌ هر دو امامزاده ‌مدور است‌. هر دو بنا سردابي‌ دارند كه‌ مزار اصلي‌ امامزاده‌ها است‌. بناي‌ امامزاده‌ صالح‌ داراي‌ قدمت‌ بيشتر وكمي‌ بزرگتر از بناي‌ امامزاده‌ سليمان‌ است‌. دو بناي‌ مزبور، با توجه‌ به‌ وضع‌ سرداب‌ها ، به‌ آثار قرن‌ ششم‌ هجري قمري ‌شباهت‌ دارند. آجر كاري‌ اين‌ بنا ، با وجود سادگي‌ ، از يك‌ شيوه‌ تكامل‌ يافته‌ معماري‌ بهره‌مند است. 

آثار تاریخی - تاکستان:

تپه داکان - تاکستان: اين‌ تپه‌ در جنوب‌ جاده‌ تاكستان‌ - همدان ، در روستاي‌ داكان‌ دو دانگه‌ قرار دارد. سفالينه‌هاي‌ بدست‌ آمده‌ از تپه‌ ، نشان‌ مي‌دهد كه‌ آثار آن‌ به‌ دوران‌ پيش‌ از تاريخ‌ مربوط‌ است‌.

تپه خندو – تاکستان: از اين‌ تپه‌ كه‌ در جنوب‌ شرقي‌ تاكستان‌ واقع‌ شده‌ آثار بسيار جالبي‌ از تزئينات‌ گچبري‌ دوره‌ ساساني‌ بدست‌ آمده‌ است.

تپه الوند - تاکستان: اين‌ تپه‌ در جنوب‌ شرقي‌ قريه‌ الوند قزوين‌ قرار دارد. بر روي‌ سطح‌ آن‌ تكه‌ سفال‌هايي‌ از دوره‌ صفوي‌ پراكنده‌ است‌. در اين‌ محل ‌، تعدادي‌ سنگ‌ قبر از جنس‌ مرمر با نقش‌ و نگارهاي‌ جالب‌ و با نوشته‌هايي مربوط‌ به‌ دوره‌ صفويه‌ وجود دارد.

قلعه‌ دختر (قزقلعه‌) – تاكستان: اين‌ قلعه‌ بر بالاي‌ كوهي‌ در نزديكي‌ روستاي‌ آبك‌ لو واقع‌ شده‌ است‌. بناي‌ قلعه‌ ازسه‌ طرف‌ به‌ پرتگاههاي‌ پر شيب‌ منتهي‌ مي‌شود و از طرف‌ جنوب‌ راه‌ دارد. مصالح‌ بناي‌ قلعه‌ بيشتر از آجر است ‌و احتمالاً از آثار دوره‌ ساساني‌ يا آل‌بويه‌ است.

حمام‌ شاه‌ عباسي‌ - تاكستان: اين‌ حمام‌ دوره‌ صفوي‌ در شهر تاكستان‌ قرار دارد و از سه‌ قسمت‌ رخت‌ كني ‌، گرمخانه‌ و خزانه‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. گرمخانه‌ طرحي‌ هشت‌ ضلعي‌ دارد كه‌ در چهار طرف‌ آن‌ چهار شاه‌نشين‌ براي‌ شستشو ساخته‌ شده‌ است‌. در وسط‌ گرمخانه‌ نيز يك‌ حوض‌ بزرگ‌ سنگي‌ هشت‌ ضلعي‌ كار گذاشته‌ شده‌ است. 

جغرافیای طبیعی - تاکستان:

چشمه‌ آبگرم‌ آوج‌ - تاكستان: اين‌ چشمه‌ از مهم‌ترين‌ چشمه‌هاي‌ آبگرم‌ استان‌ قزوين‌ به‌ شمار مي‌رود و هر ساله ‌هزاران‌ نفر براي‌ استفاده‌ از خواص‌ درماني‌ آب‌ آن ‌، به‌ اين‌ محل‌ مسافرت‌ مي‌كنند. بعد از زمين‌ لرزه‌ خرداد  1369 خورشيدي مقدار آب‌ و دماي‌ آب‌ اين‌ چشمه‌ بطور چشمگيري‌ افزايش‌ يافته‌ است‌.

[ شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:50 ] [ مجید رحمانی ]

موضوع مقاله:

تـات و زبــان تــاتـي

مقدمه

تاکستان که در محل به آن سيادن مي‌گوييم زادگاه من است و گوشت و استخوان مرا ساخته و مرا پذيرفته و برايم ميزباني بسيار کريم بوده و مانند هر شهر ديگر زبان مختص بخود دارد زبان مردم شهرستان تاتي بوده ولي مردم روستاهاي شهرستان اکثريت به ترکي و در حدود 9 روستا به کردي صحبت مي‌کنند البته فعلاً گرايش شديدي در زمينة تکلم به زبان فارسي در شهرستان تاکستان مخصوصاً در مرکز شهرستان و روستاهاي بزرگ وجود دارد بطوريکه اغلب خانواده‌هاي جوان با فرزندان خود به زبان فارسي صحبت مي‌کنند.

چکيده

1ـ موضوع: تات و زبان تاتي

2ـ فرضيه‌هاي تحقيق:رابطه وجود دار بين مردم شهر با زبان تات ـ بين زبان تات و فرهنگ مردم رابطه وجود دارد.

3ـ روش کار: کتابخانه‌اي

4ـ نتيجة کار: تات زباني است بسيار قديمي و سنتي و از لهجه‌هاي قديمي زبان فارسي که بايد ريشه در فرهنگ ايراني داشته باشد و ما هم بعنوان يک فرد ايراني فارسي و تاتي که ريشه در زبان فارسي دارد پاس بداريم.

5ـ پيشنهاد: از مسؤلين شهرستان تاکستان انتظار مي رود که با تبليغات مفيد و مؤثر اين زبان سنتي ايران زمين را زنده نگاه داشته تا دستخوش دگرگونيهاي اجتماعي نشود.


تات

در لغت‌نامه دهخدا در معني تات چنين آمده است که؛ تات به قومي پارسي زبان و طايفه‌اي از ايرانيان اهالي ولايات شمالي که به لهجه محلي سخن رانند گفته مي‌شود. در قفقاز آن قسمت از ايرانيان را که هنوز زبانشان فارسي مانده تات گويند.در ايران لرها غير خود را از ايرانيان تات نامند.

اين لفظ در کتب مختلف به معني مردم ايراني آمده است که در ذيل به چند نمونه اشاره مي‌شود.در ديوان لغات الترک ( چاپ استانبول ) نوشته محمود کاشغري که در سال 466 هجري تاليف آن پايان يافته است،تات به معناي ايراني و تَتْ به معناي فارسي و ايراني آورده شده است.

در کتاب ده قور قود که بزبان غُزي در حدود نه قرن پيش تاليف يافته است ضمن تعريف داستاني، تات به معني ايراني مسلّم استعمال شده است.

مولانا جلال‌الدين رومي نيز در ضمن بيتي از ملمعات خود چنين مي‌گويد.

«اگر تات ساک و گر روم ساک و گر تورک، زبان بي‌زباني را بياموز» يعني اگر «ايراني» يا رومي و يا ترک هستي، زبان بي‌زباني را بياموز که لفظ تات در اينجا نيز به معني ايراني بکار برده شده است.

حمدالله مستوفي نيز در نزهت القلوب تات را به معني ايراني آورده است. و مرحوم ملک‌الشعراء بهار هم تات را به معني ايراني و پارسي زبان مي‌آورد.

همچنين در امثال و ترانه‌هاي مردم ترک نيز تات در ضمن اينکه کلاً به معني ايراني مي‌باشد به معاني مختلفي بکار رفته است، به طوري که در ترانه معروفي که در ميان کودکان خردسال آذربايجان معمول است به معني مرد آبادي نشين و زراعت پيشه است. و در ضرب‌المثل ترکي « بوسوز هيچ تاتين کتابندار يوخدر» يعني «‌اين حرف در کتاب هيچ تات نيست» کلمه تات به معني شخص دانشمند و اهل کتاب بکار برده شده است. و در ضرب‌المثل معروف ديگري تات به معني آبادي‌نشين که براي گرم کردن خود از کرسي استفاده مي‌کند، استعمال شده است. البته به خاطر اين بوده است که ترکان بيابان‌گرد از قديم ‌الايام براي گرم کردن خود در وسط چادر آتش روشن ميکردند و موضوع تنور و کرسي در پيش آنها نبود. ليکن تاتها از کرسي استفاده مي‌کردند.

اگر از هر فرد روستايي يا ايلات آذربايجان بپرسيد تات يعني چه؟بيدرنگ جواب مي‌دهد«‌تات يعني تخته قاپور و آبادي نشين» پس بطور کلي از مطالب مذکور به اين نتيجه مي‌توان رسيد که تات کلمه‌اي بوده به جاي تاجيک که لااقل از ده قرن پيش از طرف ترکان ( بي‌سواد و مالدار و بيابانگرد) زردپوست مناطق اورال لهجه‌هاي مختلف زبان ايراني اطلاق مي‌گرديد که تاتها بدان سخن مي‌‌گويند. که در لهجه‌هاي مختلف زبان ايراني اطلاق مي‌گرديد که تاتها بدان سخن مي‌گويند. که در قسمت زبان تاتي ـ که در پي خواهد آمد ـ چند نمونه از اشتراکات زبان تاتي ايرانيان آريايي نژاد ساکن در شمال غرب ايران با زبان پهلوي نيز آورده شده است.

زبان تاتي

تاتي تاکستان يکي از گرايشهاي بسيار قديمي و پيشينه‌دار است و قدمت آن با توجه به پيشينه تاريخي اين گويش و نزديکي ساختمان نحوي و آوايي آن با زبانهاي کهن ايراني مانند پهلوي و فارسي باستان و مادي قابل اثبات مي‌باشد. اين گويش از گروه شمالي زبانهاي غربي است. از اين نظر با زبانهاي فارسي باستان و مادي و فارسي ميانه و پهلوي که متعلق به دسته غربي مي‌باشد در پيوند است. محققان و زبان‌شناسان، تاتي را زبان مادها مي‌دانند و چون تاکستان از نظر جغرافيايي ناحيه‌اي بوده که در مرکز ماد سفلي قرار داشته و جزو سرزمين وسيع ماد به شمار مي‌رفته است. بنابراين مي‌توان گفت؛ که مادها در اين ناحيه سکونت اينکه تاتها کاملاً مبنا و مايه مادي خود را حفظ کرده‌اند و اين مطلب را با مقايسه واژه‌هاي ضبط شده از مادها و زبان تاتي تاکستان مي‌توان بيشتر مورد تامل قرار داد، واژه‌هاي ضبط شده از مادها و زبان تاتي تاکستان مي‌توان بيشتر مورد تامل قرار داد، واژه‌هاي (Spaka) سگ و (asp) اسب (zan) دانستن که هر سه مادي هستند در تاکستان نيز به صورت () و () سگ، (asb) اسب و (bozon) دانستن بکار مي‌روند.

دياکونف در کتاب خود وقتي به بحث زبانشناسي مادها مي‌رسد مي‌گويدهنوز هم تاتها و طالشها و گيلکها و مازندرانيها به لهجه‌هايي سخن مي‌گويند که خود بقايايي از زبان هند و اروپايي مي‌باشد که در آغاز، لسان ماد شرقي بوده است، امتياز ويژه اين لهجه‌ها کهنگي و مهجوري ترکيب اصوات است که در بسياري از موارد با زبان پارسي تفاوت داشته و با مادي و پارتي و اوستايي شباهت دارد. بدين‌ سبب اگر تاتها و طالشها را مادهايي بشماريم که به عنف، پارسي شده‌اند کاملاً راه خطا پيموده‌ايم ».

مرحوم جلال آل احمد نيز نظرش بر اين است که زبان تاتي زبان قديمي اقوام ماد است و ضمن آن مي‌نويسداگر چه همه تاتها ترکي مي‌دانند ولي کمتر لغت ترکي در زبان خودشان بکار مي‌برند اما ترکها حداقل دو دهم لغات اصلي زبانشان همان لغات تاتي و فارسي است

به همين خاطر و به دليل اشتراکات زبان تاتي و مادي به نظر دکتر يار شاطر نيز زبان تاتي بازمانده زبان مادهاست که تاکنون در نواحي دور افتاده و در پناه کوهستانها و يا در ميان گروههايي که نيرو و استقلال فطري بيشتري داشته‌اند دوام يافته است.

دکتر يار شاطر مي‌نويسددر نواحي شمال غربي ايران زبان رايج اکثر ايرانيان ترکي است.ولي در گوشه و کنار اين نواحي هنوز گروههايي هستند که بزبان کهن‌تر اين سامان سخن مي‌گويند غالب اين زبانها با وجود اهميتي که دارد هنوز انتشار نيافته. اين جانب در طي چند سال گذشته در ضمن جستجويي که براي يافتن بازماندة زبانهاي ايراني در سرزمين قديم ماد در پيش گرفته بودم، موفق شدم، به عده‌اي از اين زبانها دسترسي پيدا کنم و آنها را ضبط نمايم.اين زبانها در سرزميني که ميان رودارس در شمال و سمنان و سنگسر در شرق و حدود ساوه و همدان در جنوب و مغرب گسترده است، پراکنده‌اند و با يکديگر رابطه قوي دارند و اکثر آنها را مي‌توان از يک گروه به شمار آورد. از آنجا که سرزمين اين زبانها در ماد قديم قرار دارد و قواعد صوتي و دستوري آنها نيز منافي با آنچه از زبان مادها مي‌دانيم نيست بجا خواهد بود اگر اين زبانها را به عوض « تاتي» که نارساست و ظاهراً ترک زبانان مصطلح کرده‌اند « مادي» بخوانيم. خاصه آنکه در تاريخ ايران دليلي در دست نيست که «تات‌زبانهاي»اين نواحي از محل ديگري به اين سرزمين کوچ کرده باشند و ترديد نيست که لهجه‌هاي ايراني اين نواحي به جز فارسي و کردي بازمانده لهجه‌هاي مادهاست، که تاکنون در نواحي دور افتاده و در پناه کوهستانها و يا در ميان گروههايي که نيرو و استقلال فطري بيشتري داشته‌اند دوام يافته است. »

در تاييد گفته‌هاي دکتر يار شاطر، شادروان جلال آل احمد نيز، ضمن تحقيق در مورد دو روستاي تات‌نشين، چنين مي‌نويسد:

« تاتي ... مسلماً يکي از لهجات قديمي زبان فارسي است و اگر اقوال شرق‌شناسان و زبانشناسها را ملاک بدانيم آثاري از زبان قديمي اقوام ماد در آن باقي مانده است.

تاتي که نام عمومي دسته‌هايي از لهجه‌هاي ايراني است از يک طرف با سمناني و از طرفي با تالشي مرتبط مي‌باشد و کلاً تاتها و تالشها ياران همزاد بوده و داراي اشتراکهاي عميقي هستند و کلمات مشترک زيادي بين اين دو زبان وجود دارد مانند: سفيد ( ايسبي)، جا (ياگا)،شهر (شر)، کنار (ور)، خانه (کيه)، کهنه (کنه)،دويدن (ويريتن).

سيد احمد کسروي نيز ضمن پژوهشي مفصل درباره آذري ، زبان آذربايجاني‌ها در روزگار پيش از استيلاي اقوام ترک، تاتي امروزي را بعنوان بازپسين يادگار آن زبان به روشني شناسايي و مي‌نويسد: « آذري به يکبار از آذربايجان ناپديد نگشته است و هنوز در چند جا ميان خود بوميان به آن زبان سخن گفته مي‌شود.

وي آذري (تاتي) را زبان پيشين آذربايجان مي‌داند و معتقد است. ترکي زباني است که با استيلاي حکومت ترکان و رسمي شدن آن در کشور در اين منطقه رواج پيدا کرده است ولي زبان پيشين اين مردم تاتي يا آذري بوده است. ليکن هم اکنون به اشتباه لفظ آذري به زبان ترکي اطلاق مي‌شود در صورتي که آذري زبان باستان شمال غربي ايران ( آذربايجان ) بوده که هم اکنون نيز در بعضي قسمتها از جمله تاکستان ديده مي‌شود. از ديگر ويژگيهاي اين زبان که گوياي قدمت و اصالت نژادي مردم تات زبان بوده اين است که در لغات اين زبان ويژگي جنسيت ( مذکر و مؤنث بودن ) وجود دارد، و افعال به تناسب جنسيت صرف مي‌شوند اين خصوصيت نشانه‌هاي بسيار روشن و ارزشمندي است که مبين قدمت و ظرافت اين زبان مي‌باشد. از نکات قابل توجه اين ويژگي، آن است که اسمهايي که مؤنث هستند اعم از نامهاي انسان، حيوان، نباتات و ميوه‌ها همه قدرت زايش و باروري داشته و مي‌توانند مشابه خود را بسازند. مانند: همه اسمهايي تاتي که براي ميوه‌ها وضع شده، چون: ويمه () ، انگوره () و ... از خصوصيات جالب ديگر در اين زبان قدرت واژه سازي است. در سالهاي قبل که گوشوران تات کمتر دستخوش خود باختگي فرهنگي شده بودند براي همة ابزار و اشيايي که از جايي ديگر آورده مي‌شد نام تاتي مي‌ساختند و زبان، کاملاً پويا، زنده و آماده براي پذيرش مفاهيم، مطالب و هر چيز تازه بوده است. ( يکي از گويشوران کهنسال تات براي يک ابزار کشاورزي و تک‌تک قطعات و اجزاء آن نامهاي تاتي را ساخته و بکار مي‌برد و موجب شگفتي نگارنده گشت که يک وسيله کشاورزي به نام خرمنکوب، داراي شانزده قطعه بوده، هر قطعه آن نامي تاتي داشته باشد.)

در جدول صفحه بعد چند نمونه از لغات مشترک تاتي و پهلوي آورده مي‌شود که نشان‌دهنده اشتراک اين زبان با زبان ايران باستان است.




تاتي

پهلوي

فارسي

تاتي

پهلوي

فارسي

az

از

من

varon

وارون

باران

Duru

دورو

دروغ

Domd

دُمب

دم

valg

وَلْگ

برگ

gil

گيل

گل

tum

توم

تخم

Migil

ميچيک

مژه

vahar

وهار

بهار

mex

مخ

ميخ


علاوه بر تاکستان چند شهر و روستا در اطراف آن به زبان تاتي سخن مي‌گويند که عبارتند از شال، اسفرورين، خيارج، خوزنين، دانسفهان، اشتهارد، بخشهايي از شهرستان ساوجبلاغ، سگزآباد، ابراهيم آباد و قرقسين ... در شهرستانهاي تاکستان و بوئين‌زهرا طبق سرشماري سال 1365 حدود 93 هزار نفر به گويش تاتي تکلم مي‌کرده‌اند.

همان طوري که گفته شد اين زبان در نواحي بزرگي از ايران و همچنين جمهوري آذربايجان تکلم مي‌شود و علاوه بر تاکستان و نواحي نام برده شده در هرزند و گلين قيه از حوالي مرند، زنور و حسنو در قره داغ و خلخال و ليقوان و کلوز مرکز بخش شاهرود و دوازده روستاي ديگر اين بخش از جمله، سکستان، اسبو، درو، شال، دز (ديز)،گيلوان، لرد، کرن، گلوزان، کهل، طارم، گندم‌آباد و چند روستا در رودبار گيلان نيز به اين زبان سخن مي‌رانند و وارث و پاسدار واپسين نشان يکي از زبانهاي کهن ايران، موسوم به آذري هستند که امروزه تاتي ناميده مي‌شود.


کتاب‌شناسي تات

نوشته‌هاي زيادي در مورد تات و تاتي منتشر شده‌اند که از جمله آنان مي‌توان به آثار ذيل اشاره کرد: کتاب « آذري يا زبان باستان آذربايجان» از احمد کسروي، « هرزند و گرنيکان» از عبدالعلي کارنگ،«گويش آذري»از رضا زاده ملک،« تات‌نشينهاي بلوک زهرا» اثر جلال آل احمد،«زبان ديرين آذربايجان»از منوچهر مرتضوي«بررسي گويش تاتي تاکستان»اثر ارزشمند آقاي عباس طاهري و ... اما آنچه که از مجموع اين آثار مستفاد مي‌گردد اين است که تاتي بازمانده زبان مادي است و مادي يکي از زبانهاي کهن ايران باستان است که امروزه به تدريج در حال انقراض و نابودي است. و همچنين اين نکته را کاملاً روشن مي‌نمايند که تات لفظي است که بر ايراني نژادن و ايراني زبانان و بالاخره به آنهايي اطلاق مي‌شود که به زبان مادي (آذري ـ تاتي) سخن مي‌گويند.

نتيجه‌گيري:

1) مردم تاکستان با زبان خود که قسمتي از فرهنگ آن‌ها را تشکيل مي‌دهد آداب و رسوم غني را بوجود آورده‌اند که بين زمان و آئين‌هايشان پيوند بسياري وجود دارد.

2) مردم تاکستان از ديرباز تاکنون با اين زمان قديمي که حدوداً هفت‌هزار سال قدمت دارد از مادها به جا مانده است به اين گويش صحبت مي‌کنند و جالب اين جاست که با گذشت اين همه سال دگرگوني‌هاي زيادي در آن صورت نگرفته است.

( پيشنهادات)

از مسؤلين شهرستان تاکستان انتظار مي رود که با تبليغات مفيد و مؤثر اين زبان سنتي ايران زمين را زنده نگاه داشته تا دستخوش دگرگونيهاي اجتماعي نشود.


زبان تاتي تاكستان - بخش دوم

زبان تاتي يكي از زبانهاي باستاني ايران است كه مدتها قبل از اسلام وسيلة گويش ساكنان ايران مركزي بوده و با اندك اختلافي لهجه قسمتهايي از شمال و جنوب حتي خراسان بزرگ را هم زير پوشش خود داشته است . هم اكنون بصورت پراكنده در بلوك زهرا ، رامند ، اشتهارد قسمتي از طارم عليا ، رودبار الموت سنگسر سمنان ، قسمتهايي از دماوند ، منطقه‌اي از اصفهان و حتي بخشي از تاجيكستان با اين لهجه صحبت مي كنند .

متأسفانه هيچگونه آثار مكتوبي از اين گويش به دست ما نرسيده است و با گذشت زمان ، مورد هجوم ديگر زبانها قرار گرفته است و آميزه‌اي از لغات و تركيبات ترك ي ، عربي ، بويژه فارسي كنوني را در خود جاي داده است . بسياري از واژگان و اصطلاحات اصلي آن از بين رفته يا در حال از ميان رفتن است از اين رو با دلبستگي خاصي كه به سنتها ، آداب و رسوم ، ضرب المثل ها و بطور كلي فرهنگ جامعه و نيز علاقه‌اي كه به زنده نگاه داشتن اصطلاحات واژه‌ها و تركيبات زيبا و غني اين زبان در هر تات زباني ريشه دوانده است نويسندگان و شاعراني دست به قلم برده و براي جلوگيري از نابودي اين زبان مطالبي را به رشته تحرير در آورده‌اند و يا گلواژه‌هاي تاتي بسياري را به زيور طبع آراسته اند كه از ميان دو شاعر گرانسنگ معاصر اين مرز و بوم يعني استاد محمد حسين طاهري و حاج علي پدرام سهمي عمده دارند .

لذا با عنايت به اين مسئله بر آن شديم تا سيري در احوال و آثار و سبك اين دو شاعر تات هم در زمينه شعر فارسي و هم شعر تاتي داشته باشيم . چه اين دو ابتدا در زبان فارسي طبع را صيقل داده و سپس با احساس همان خطري كه در سطور قبل آمد دست به قلم برده و گوشه اي از آداب و رسوم و فرهنگ تات را به زيور طبع آراسته‌اند و غزلهاي شيوا و منظومه‌هايي چند بدين زبان فاخر پديد آورده‌اند .

لذا ابتدا شرحي بر زندگي ايشان آورده و پس اشعار فارسي را در مورد ارزيابي قرار داده‌ايم و بعد به گشت و گذاري در گلستان اشعار و منظومه‌هاي تاتي ايشان پرداخته‌ايم كه همراه با مقايسه‌اي بين منظومه‌ها و اشعار اين دو در ادامه مي آيد .

شرح حال استاد محمد حسين طاهري

وي در فروردين 1313 در خانواده‌اي فرهنگي و كشاورز پيشه در تاكستان ديده به جهان گشوده پدرش ميرزا علي محمد طاهري يكي از عالمان و فرهيختگان اين سرزمين بود كه تك تك افراد با سواد و انديشمند اين خطه دانسته‌هاي خود را مرهون زحمات بي شائبه ايشان مي داند اسناد الفباي عشق و معرفت را در محضر پدر فرا گرفت . تحصيلات متوسطه را تا سال سوم در قزوين سپري كرد و پس از يك دوره يك ساله تربيت معلم به استخدام آموزش و پرورش در آمد . سه سال در روستاهاي خرقان ، دودانگه، نهاوند، و فارسيجان خدمت نمده و بين سالهاي 37 تا 48 در دبستانهاي تاكستان در سمتهاي معلمي و معاونت ضمن خدمت بصورت داوطلب به ادامه تحصيل پرداخت در سال 48 در رشته ادبيات دانشگاه پذيرفته شد ولي به علت تضييقات مالي از تحصيل باز ماند . در سال 1360 پس از 27 سال خدمت باز نشسته شد . شكوفايي گل شعر و شاعري در وجودش به دوران كودكي و تشويقات پدرش بر مي گردد از آغاز تا كنون بيشتر با آثار بزرگاني چون فردوسي ، سعدي ، حافظ ، و حتي مولوي و استاد همايي مأنوس بوده است .

در ابتدا به صورت پراكنده به سرودن شعر مي پرداخت ولي پس از باز نشستگي بصورت جدي به اين كار پرداخته‌اند . استاد در اكثر قالبهاي شعري طبع آزمايي كرده‌اند ولي بيشتر به غزل و قصيده گرايش دارند .

عروس طبع استاد به نهايت جلوه خويش رسيده بود كه به آرايه گلواژه‌هاي شعر تاتي نيز آراسته شد و استاد براي حفظ و احياي فرهنگ و سنن اين مرز و بوم به سرودن شعر تاتي روي آورد.

اكثر سروده‌هاي تاتي اش غزل است و علاوه بر آن دو منظومه به تاتي دارند كه عبارتند از:

1- آي وارون وارون : كه به امور كشاورزي و اوضاع تاكستان از لحاظ جغرافيايي و آب و هوايي اختصاص دارد و در 23 بند سروده شده است .

2-آهاي فرم كه به آداب و رسوم و اعتقادات و باورهاي مردم اين سامان پرداخته و در 120 بند 5 مصراعي سروده شده و بر وزن حيدر باباي شهريار است

در بررسي اشعار فارسي استاد طاهري از روش سبك شناسي در سطوح ادبي فكري و زباني سود جسته‌ايم كه اهم ويژگي هاي شعري ايشان بدين شرح است :

  1. موسيقي بيروني اشعار از وزن عروضي رديف و قافيه حاصل شده و اشعار اكثر مردف هستند وزن اشعار مطبوع و در بحرهاي متفق الاركان و از و از پركاربردترين اوزان شعري هستند نيز رديف‌ها نيز اكثر فعلي مي باشند .

  2. در موسيقي دروني قافيه مياني به چشم نمي آيد ولي صنايع لفظي چون تضاد جناس و مراعات نظير بسيار به چشم مي خوردند .

  3. كلمات و واژگان عربي در اشعار استاد مشهود و از ويژگي هاي سبكي اوست و بدين لحاظ زبان استاد در حيطه زبان شعري كهن و مشابه سبك خراساني و عراقي است .

  4. جملات مسقيم و متنوع هستند و منطق نظم بر آنها حاكم است .

  5. ويژگي زباني استاد در اشعار آوردن كلمه « دل» در مطلع اكثر غزلهاست و جالب آنكه اين كلمه در اكثر موارد منادا قرار گرفته است و صنعت تشخيص يا انسان گرايي را پدپد آورده است مانند ابيات زير :

اي دل به حيرتم زتو اين پيچ و تاب چيست در كار چيستي سبب هر عتاب چيست

مي رسد بر گوش جان‌اي دل نواي خوشتري كز لطافت‌مايه رشك‌است ‌بر ‌برگ‌تري

  1. زبان استاد ساده روان و بدور از اطناب ئ تكلف است نيز استاد در اشعاري كه مربوط به پندو اندرز و حكمت است متأثر از لحن ناصر خسرو و سنايي است و آنجا كه حكايت دل است و مضامين ديگر و امداد حافظ و سعدي است .

  2. در سطح ادبي استاد از اكثر صنايع ادبي چه لفظي و چه معنوي سود جسته است . مانند تشبيه ، استعاره، كنايه ، ايهام ، حسن تعليل مجاز و ........

  3. تشبيهات استاد بيشتر از نوع بليغ و حسي به حسي هستند ديگر استعارت استاد بيشتر مكينه‌اند مانند بيت زير :

پاي هوي دست هوس آستين اَز پاياب محض هر دد انسان مصور است

  1. در سطح فكري استاد شاعري واقع گرا و بيرون گراست و بيرون گر است و مضامين شعري‌اش بيشتر بر محور پند و اندرز شكايت از زمان دور مي زند و به واقعيات و تجربيات خود تكيه دارد و از ارائه نسخه‌هاي ايده آليستي و آنچه كه بايد باشد بدور است .

10-مضامين شعري استاد عبارتند از :شكايت از جور زمان تنهايي ، درد و رنج زندگي بي اعتباري دنيا . پند و اندرز حكايت دل و ... كه گاهي از انديشه‌هاي حافظ متأثر است مانند خوش زيستي و شكايت از زهد خشك و رياكاران كه در ابيات زير به چشم مي آيد :

طاهري : دولت صحبت امروز به فردا مفكن تو چه داني چه بود نقش عمل فردا را

حافظ : در بزم دور يك دو قدح دركش و برو يعنـي طمــع مــدار وصـال و دوام را

يا :طاهري : خشك زهدي اهل ريا بجان سيرم چراكه وردرهش از قباي خويشتن است

حافظ : زهد خشك ملولم كجاست باده‌ي تاب كه بـوي بـاده مداومم دمـاغ تر دارد .

آثار استاد :

1-مجموعه اشعار فارسي استاد در حدود هشت هزار بيت و علاوه بر آن هزار بيت شعر تاتي

2- منظومه آي وارون وارون به زبان تاتي در 23 بند

3- منظومه آهاي فرم در 120 بند كه به آداب و رسوم گذشته مي پردازد

4-شرح فارسي منظومه اَهاي فرم

منابع مأخذ

http://www.takestan20.blogfa.com/

رحماني، رضا؛ آشنايي با شهر تاريخي تاکستان ( سيادن)، چ 1، زاکاني عبيد، قزوين، 1377

[ شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:40 ] [ مجید رحمانی ]
About

Blog Custom